على محمدى

209

شرح اصول استنباط ( فارسى )

المتبادر نظير : بقائك فى دارى الى يوم الجمعه « تا اينجا موضوع » احلّه لك « اينهم حكم و محمول » اين جمله را به هركس عرضه كنى چنين معنا مىكند كه : بقاء در دار من تا روز جمعه براى تو حلال و جايز است و نظير : و ايديكم الى المرافق كه قيد ايدى است كه موضوع وجوب غسل است و نيز : و ارجلكم الى الكعبين كه قيد ارجل است كه موضوع وجوب مسح است و . . . و گاهى غايت قيد الحكم است لانه المتبادر من ظاهر الكلام نظير : اكرم العلماء الى يوم الجمعه و نظير بقاؤك فى دارى احلّه لك الى يوم الجمعه كه غايت در رتبه محمول و پس از حكم ذكر شده و ظاهرا قيد الحكم است حال به قول مرحوم مظفر و جماعتى مواردى كه غايت قيد الموضوع باشد از محلّ بحث خارج است و دلالت بر مفهوم ندارد زيرا در آن موارد حكم به اطلاقش باقى است و ثبوت آن پس از حصول غايت هم ممكن است . و انّما الكلام در مواردى است كه غايت قيد الحكم باشد كه به عقيدهء مشهور معناى تقييد حكم به غايت اين است كه حكم دائرمدار غايت است وجودا و عدما پس ما دامى كه غايت نيامده حكم هست و با آمدن آن حكم منتفى است ولى در مقابل مرحوم آخوند تفصيلى دارند كه ذيلا خواهد آمد . و عقيدهء مصنف قول ثالثى است و آن اينكه در جملات غائيه فرقى نيست ميان اينكه غايت قيد الحكم باشد يا قيد الموضوع در هر صورت كلام داراى مفهوم هست منتها در فرضيكه قيد الحكم باشد دلالتش بر مفهوم اظهر و اقوى است ولى تبادر ميگويد در همه‌جا غايت مفهوم دارد . بحث پنجم : قوله : و امّا نفس الغايه : در باب جملات غائيه دو بحث مطرح است يكى بحث منطوقى و ديگرى بحث مفهومى و باز بحث مفهومى هم دو شاخه دارد يكى نسبت به خود غايت و ديگرى بالنسبة به مابعد آن و آنچه تابحال بدان